90/12/09
تنور سرد انتخابات در زاهدان
آنچه بیشتر از همه به چشم میخورد عدم تبلیغات طیف موسوم به مسجد مکی وعدم حمایت صریح مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی از فرد خاصی در این دوره انتخابات است که به نحوی فضای تحریم را تداعی میکند هر چند ایشان حرفی از تحریم به میان نیاورده و حق انتخاب را در این دوره به عهده مردم گذاشته اند.
دلیل دیگر که منحصر به شهر خاصی هم نیست عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات است و شاید هم عدم تایید صلاحیتشان که لا اقل در مورد زاهدان صدق میکند.
دلیل دیگر را میتوان به تعداد محدود افراد تایید صلاحیت شده مربوط دانست . یادمان نرفته است زمانی را که دهها نفر در زاهدان کاندید انتخابات بودند ودر و دیوار شهر مملو از پوستر های تبلیغاتی.البته این گونه تبلیغات حداقل به نفع یک گروه هست وآن هم رفتگران شهرداریست.
سرمای هوای زاهدان را هم البته نباید در سرد شدن تنور انتخابات بی تاثیر دانست!
به قول اخوان : هوا بس ناجوانمدانه سرد است آی
90/11/14
خداحافظ سامسونگ
با اینکه ایران بازار هدف این شرکت است اما در اقدامی منزجرانه این شرکت در پخش تیزری تبلیغاتی در یکی از شبکه های رژیم اشغالگر قدس فرهنگ وتمدن و زن ایرانی را به سخره گرفته تا بتواند دل صهیونیستها را به دست آورد.
دراین تیزر همچنین به موضوع ترور دانشمندان هسته ای ایران پرداخته شده واین مورد مثل آب خوردن برای جاسوسان اسراییلی نشان داده شده است.
اینک شرکت سامسونگ باید تبعات این اقدام زشت وغیر اخلاغی را پذیرا باشد و بداند که ایرانی از هر چه کوتاه بیاید از توهین به فرهنگ وناموس خود کوتاه نخواهدآمد.
صدا وسیما باید جلوی پخش تبلیغات این شرکت را گرفته و به نحو مقتضی برخورد نماید.
تا وقتی که سیاستمداران ودولتمردان کشور به فکر چار ه شده وراه حلی بیابند جا دارد که مردم دراقدامی خودجوش از خرید کالاهای این شرکت امتناع کنند تا درس عبرتی باشد برای توهین کنندگان به ایرانیان.
90/11/07
رقابت مناره ها
اینک به نظر میرسد که رقابت بر سر مناره ها و گنبد هاست.روز به روز از تعداد نمازگزاران کاسته میشود و بر ارتفاع مناره ها افزوده.
هزینه های میلیاردی در تجهیز وزیباسازی مساجد را مردمی پرداخت میکنند که ممکن است برای نان شبشان محتاج باشند وتعداد نمازگزارانی در مسجد عبادت میکنند که گاها" تعدادشان در نمازهای صبح وظهر به تعداد انگشتان دست نمیرسد.

این روزها مساجد بیشتر تبدیل به رستورانهای مذهبی شده است که برای مراسمات ختم و ولیمه حج وعتبات و گاها" عروسی مورد استفاده قرار میگیرد. مساجدی که تا دیروز به امام جماعتش شناخته میشد و حرف از معنویت فضایش بود امروز به تعداد ظرفیتش در پذیرایی و امکانات سرمایشی و گرمایشی وگنبد و مناره شناخته میشود.
مگر این توصیه از امام معصوم نقل نشده است که:
«إِذا قامَ الْقائِمُ أَمَرَ بِهَدْمِ الْمَنائِرِ وَ الْمَقاصیرِ الَّتى فِى الْمَساجِدِ.»:
هنگامى كه قائم(علیه السلام) قیام كند، دستور به خرابى مناره ها و كاخ هاى مساجد دهد.
می توان گفت هزینه های سنگین معابد و مساجد از جمله بارهای گرانی است که بشریت در دوران تاریخ بدون دلیل اصلی از شرع بر دوش کشیده است، و مذهب که عامل نجات انسان بوده است به عامل تحمیل و تشریفات تبدیل گردیده است.
ممکن است برخی ساده اندیشان دور از فرهنگ و جاهل به نسل و زمان معاصر و بیگانه از واقعیتهای ملموس زندگی، بپندارند که مساجد مجلل و مناره های سربفلک کشیده و زرنگار و ... ترویج دین و شعائر اسلامی است؟. این پندار پوک، بیانگر بیخبری است. نیز حاکی از نادانی و جهل به شیوه ها و روشهای درست نشر و گسترش مبانی دین است. نیز حاکی از بی اطلاعی از بریدگیها و سرخوردگیهای بحق نسلهای سرگردان و بی آینده است. بویژه نسلهای درس خوانده و آگاه
آیا جز این است که امروزه هر مذهبی که به مشکلات انسانها پاسخ اصولی و درست دهد و راه حل های ریشه ای و اصولی ارایه دهد در جامعه و بین مردم نفوذ میکند وطرفدار پیدا میکند ا گر چه تشکیلات و سازمانهایی ساده و بی آلایش داشته باشد، و هر مرام و مذهبی که از حل مشکلات بشری در تئوری و عمل عاجز ماند، و حرف حساب و طرح و برنامه ای نداشت، و پاسخگوی نیازهای اصلی انسان و اجتماعات انسانی نبود کنار زده می شود، گر چه از سازمانها و مؤسسات مجلل برخوردار باشد، و در معابد و ساختمانهای سربفلک کشیده و تشریفاتی تبلیغ کند. بنابراین، شعائر دین به معنای واقعی کلمه، برافراشتن پرچم دین و آیین توحید در درون دلها و عمق زندگیها است و این مهم تحقق نخواهد پذیرفت مگر در صورتی که دین و عنوان مکتب و نظامی راهگشای حل مشکلات اصلی و پاسخگو به مسائل ضروری حیات انسانی به میدان آید.
به راستی اگر متمکنین جامعه و نیکوکاران به جای صرف هزینه های هنگفت در خرجهای تجملی مساجد و به جای هزینه برای ساخت مناره برای چند جوان در کنار مساجد منازل مسکونی میساختند تا در زیر بار کرایه خانه های سرسام آور کمر خم نمیکردند بهتر نبود.
آیا جوانان واقعا با نگاه به مناره های طلایی این مساجد جذب دین میشوند یا با کمک مساجد به زندگیشان.
90/10/30
کدام رسانه ملی ؟

اما دریغ از یک اشاره در رسانه به اصطلاح ملی !
همه اخبار وبخشهای ویزه خبری را جستجو کردم تا شاید نشانه ای از این موفقیت پیدا کنم اما دریغ!
مگر جرم اصغر فرهادی چیست؟
مگر این فیلم در چهارچوب قوانین داخلی و با مجوز ارشاد اسلامی ساخته نشده بود؟
مگر این فیلم برنده سیمرغ بلورین جشنواره فجر نبود؟
مگر این فیلم نماینده جمهوری اسلامی در اسکار نیست؟
مگر موفقیتش ارزشی کمتر از یک ورزشکار تیم ملی دارد؟
مگراین افتخار نام کشوری بجز ایران را در جهان بلند کرده است؟
مگر فرهادی در این مراسم خطوط قرمز جمهوری اسلامی را زیر پا گذاشته است؟
چرا باید افتخار پخش مستقیم این موفقیت نصیب یک شبکه در کشور بیگانه شود؟
مگر نه این است که رسانه ملی باید انعکاس دهنده شادی و غم مردم ایران باشد؟
دریغ !!!!
90/10/16
دریای مکران نه عمان
این در حالیست که سیاستمداران ودولتمردان ایرانی در این قضیه از مردم چند گام عقبتر بودند.
چندی پیش بحثی دررسانه های اینترنتی به راه افتاد که در اقدامی رو به جلو و با توجه به سابقه تاریخی نام دریای مکران در اسناد گوناگون ایرانیان نیز از نام دریای مکران ویا پارس به جای دریای عمان استفاده کنند.

براساس مستندات تاریخی نام های این پهنه آبی دریای پارس و دریای کرمان و دریای مِکران بوده است که انگلیسی ها بعد از شکست ایران در برابر روسها در نهایت ضعف قاجار نام این پهنه آبی را به دریای عمان تغییر دادند.طول ساحل این پهنه آبی با كشور عمان درجنوب حدود ۶۰۰ كیلومتر و با فلات ایران در شمال حدود ۱۰۰۰ كیلومتر (ازتنگه هرمز تا سند) است.
از دوران باستان تا بامروز در همه مستندات تاریخی ، جغرافیایی و دایره المعارف های بزرگ جهان آب های جنوب ایران از پیوستگاه اروندرود تا تنگه هرمز به نام خلیج فارس - و از تنگه هرمز تا اقیانوس هند به دریای پارس و نیز دریای مکران یا دریای کرمان شناخته شده بوده است.
"آنچه که در کتیبه داریوش بزرگ به نام دریای پارس نام برده شده، دربردارنده خلیج فارس، دریای عمان و بخشی از اقیانوس هند تا دهانه خلیج عدن و بابالمندب است و ساتراپی که در شمال دریای پارس قرار اشته است (از رأسالکوه در باختر جاسک تا لاس بلا در جنوب خاوری ایالت بلوچستان پاکستان امروزه) بنام گرمانیا/کرمان بوده است. ذبیح بهروز براین باور بود که واژه مکران باحتمال زیاد نام تخریبی "کرمان" یا همان "گرمانیا" میباشد
سرزمین مُکران نام ناحیه اصیل آریایی نشین در جنوب شرقی ایران زمین می باشد که دارای اقوامی دلاور و جنگجو با قدمتی بیش از سه هزار سال می باشد . بلوچ ها در طول تاریخ از دیدگاه زبان و نژاد تشکیل دهنده بخش اصلی پیکره ایران بزرگ می باشند . حکیم فردوسی بلوچ ها را جزوی از ارتش کیخسرو پادشاه ایران نامیده است . همچنین نام بلوچستان در سنگ نبشته های داريوش بزرگ بر بيستون و تخت جمشيد "مكا" يا "مُكران" نوشته شده و از آن به عنوان استان چهاردهم فرمانروايی هخامنشي نام برده شده است (سده ششم پيش از زايش مسيح)
در روزگار دیلمیان، دریای پارس به نام خلیج فارس و دریای مکران، و در روزگار اتابکان پارس به نام خلیج فارس و دریای کرمان، بلوچستان و مکران نامیده میشده است. این نامگذاری تا زمان زندیه هم معمول بوده است.
اما تغییر نام دریای مکران به نام مجعول دریای عمان، از زمان فتحعلیشاه قاجار و پس از شکست ایران در برابر روس و در نهایت ضعف قاجار با زمزمه انگلیسها آغاز شد.
آنها در کتابهای خود که به زبان عربی هم چاپ کردند، به جای دریای مکران و یا دریای کرمان عنوان نادرست و نابجای دریای عمان را جا انداختند. هر چندبزرگ مرد ایرانی امیرکبیر با قدرت و جسارت در برابر این تجاوز آشکار اروپاییان ایستاد، اما پس از او و در در روزگار ناصرالدین شاه قاجار، نه تنها در کتابهای عربی، بلکه در کتابهای فارسی هم عبارت دریای عمان در کنار دریای مکران درج میشد. و این روال تا زمان احمدشاه قاجار هم ادامه داشت.در این راستا ایرانیان سر زمان رضاشاه خواهان باز گشت نام پیشین و تاریخی دریای مکران/کرمان به جای دریای عمان شدند که جنگ جهانی دوم و اشغال ایران از سوی دولتهای بیگانه بویژه انگلستان آن حرکت خفه را کرد.
اما افسوس که با این استنادات تاریخی هنوز در وبهای رسمی و وبلاگها از نام دریای عمان استفاده میشود.آیا وقت آن نرسیده است که حداقل در استان سیستان وبلوچستان که هم مرز این دریای زیبا قرار دارد نام تاریخی آن برده شود تامقدمه ای باشد برای کاربرد عامه آن.
اکنون زمان آن است که ما این پرچم برزمین افتاده را دوباره برافراشته و حق تاریخی و قانونی خویش را از بیگانگان پس گرفته، و بجای نام دروغین و ساختگی "دریای عمان" از نام تاریخی آن که "دریای مکران و یا پارس" میباشد، استفاده کنیم.
90/10/11
انتخابات مدنی ؛ قومی یا مذهبی
میزان برگزاری انتخابات در یک کشور به صورت کل و میزان شرکت مردم به صورت اخص نشان از مدنیت آن جامعه دارد و اما آیا این گفته در رابطه با سیستان و بلوچستان هم صدق میکند.
عده ای بر این عقیده اند که رقابت میان شیعه وسنی بر سر کسب کرسی های سبز رنگ مجلس علت حضور گسترده مردم است. البته این مورد در شهری مثل زاهدان که دارای جمعیت تقریبا" برابر شیعه وسنی است صدق میکند اما در شهری مثل خاش یا زابل که تقریبا از لحاظ مذهبی یکدستند چرا آمار شرکت بالاست؟

عده ای شاید دلیل این حضور در شهرهای کوچک را در مسایل قومی وقبیله ای میدانند. از دیر باز طایفه گرایی و رجوع به خاندان واصل نصب در بلوچستان حرف اول را میزده .البته که این حرف در مورد انتخابات مجلس صدق میکند.
اما هنگامی این دلیل هم به چالش کشیده میشود که میبینیم در انتخابات ریاست جمهوری هم آمار تفاوتی نمیکند.شرکت نه تنها کمتر نمیشود بلکه در دوره هایی بیشتر هم شده است.
اینجاست که نقش مذهب وپیروی از روحانیت مطرح میشود و اینکه اکثر مردم شناخت کاملی از فلان کاندیدای ریاست جمهوری ندارند وصرف اینکه در خطبه نماز جمعه یا مسجد محل نام کاندید خاصی برده شده به یکباره تمام رای یک روستا یا شهر به سمت یک کاندیدا معطوف میشود.
پس نتیجه میگیریم که همیشه حضور گسترده در انتخابت نشان از مدنیت و مردمسالاری نیست وگاهی هم میتواند بر خلاف مدنیت باشد.
90/10/04
فرصتی بی نظیر برای گسترش زبان بلوچی
متن کامل خبر به این شرح است:
محمدرضا مخبر دزفولی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ایران اعلام کرد که دانشگاه های ایران می توانند با نظارت فرهنگستان زبان و ادب فارسی دو واحد اختیاری برای آموزش زبانهای محلی داشته باشند.
آقای مخبر دزفولی روز شنبه سوم دی (۲۴ دسامبر) در گفت و گو با خبرگزاری مهر گفت: "تدریس زبان های محلی از جمله زبان های کردی و آذری به صورت دو واحد اختیاری در چهارچوب مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی به دانشگاهها ابلاغ شده و هیچ مانعی برای اجرای آن وجود دارد."
آقای دزفولی گفت که دانشگاهها پس از آنکه برنامه خود را برای دو واحد ارائه دادند می توانند آن را اجرا کنند.
شورای عالی انقلاب فرهنگی در خرداد ۱۳۸۸ مصوبه آموزش زبان های محلی و قومی در برخی از دانشگاه های این کشور را تصویب کرد.
بر اساس این مصوبه به وزارتخانه های علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی اجازه داده میشود که دو واحد درسی زبان و ادبیات مربوط به زبانها و گویشهای بومی و محلی ایران مانند آذری، کردی، بلوچی و ترکمنی در دانشگاههای مرکز استان های ذیربط به صورت اختیاری ارائه و تدریس کنند.
به اعتقاد کارشناسان مسائل قومی، مصوبه تدریس زبان های محلی در دانشگاههای مرکز استانهای مربوطه یکی از مهمترین اقداماتی است که طی ۳۰ سال گذشته، برای احقاق حقوق قومیت ها و اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی انجام شده است.
اما برخی از صاحب نظران در امور مسائل قومی می گویند که این مصوبه فاصله زیادی با این اصل از قانون اساسی دارد.
به اعتقاد این گروه، این اصل قانون، حق آموزش زبان مادری در "مدارس" را مطرح کرده، در حالی که مخاطب مصوبه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی "دانشگاه ها" هستند.
بر اساس اصل پانزدهم قانون اساسی ایران "زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است."
90/10/03
شیشه و کریستال
شاید تا چند سال پیش وقتی اسم تریاک میومد تن پدر مادر ها میلرزید که نکنه روزی بچه هاشون الوده به تریاک بشن و به قول معروف رفقای ناباب گولشون بزنند. ولی شاید باورتون نشه که بگم پدر مادرهایی رو دیدم که به فرزنداشون که گرفتار شیشه وکریستال شده بودند عاجزانه التماس میکردند که دست از این مواد بردارند و تریاک بکشند ! این قضیه رو خودم چند بار به واسطه شغلی که دارم به عینه دیدم.

هر چند استفاده از این مواد در شهرهای استان ما کمتر از شهرهای بزرگ کشور است اما آمار ها حاکی از این است که باتوجه به دردسترس بودن و استعمال راحت تر شیوع استفاده از این مواد در استان رو به گسترش است . هر چند در مزمت این مواد سخن فراوان گفته شده اما بر ان شدم تا توضیحی مختصر در باب مضرات این مواد را بنویسم:
وجه تسميه اين مادهمحرک به اين دليل است كه شكل ظاهري اين ماده شبيه شيشهاي كه خرد و پودر شده باشد و يا تكههاي ريز يخ و يا خردههاي ريز نبات است. به اين دليل به آن در كشور ما شيشه گفته ميشود و در اروپا و آمريكا بيشتر به نام آيس شناخته ميشود. تحقيقات نشان ميدهد كه مهمترين تركيب اين ماده محرک آمفتامين است. سابقه توليد و مصرف آمفتامين به قبل از جنگ جهاني دوم ميرسد و در زمان جنگ جهاني دوم به عنوان يك داروي مؤثر در رفع افسردگي سربازاني كه مشغول جنگ بودند و يا نيروهايي كه قرار بود چندين شبانهروز را به صورت پيوسته به نبرد مشغول باشند و فرصت استراحت نداشتند براي بالا بردن سطح انرژي آنان استفاده ميشد. با گذشت زمان و مشخص شدن عوارض خطرناك اين ماده و اعتياد به آن كاربرد اين ماده به عنوان دارو به تدريج كنار گذاشته شد اما سوداگران و توليدكنندگان موادمخدر استفاده از اين ماده را در تهيه موادمخدر در دستور كار خود قرار دادند. شايد اولين و مهمترين ماده محرک كه از آمفتامين به دست آمد و در سطح وسيع مورد مصرف قرار گرفت اكستازي باشد. قرص اكستازي از چند سال پيش به ندرت در كشور ما مشاهده و مصرف ميشد اما در سالهاي اخير مصرف آن افزايش يافت و انواع و اقسام اين قرص در بازار قاچاق مشاهده شده است.
« در ذيل به دلايل گسترش مصرف شيشه اشاره مي كنم »
1.مصرف راحت (به دليل نداشتن بوي بد مانند مخدرهاي سنتي)
2.قيمت مناسب(از گرمي 45 تا 70 هزار تومان )
3.افزايش شديد ميل جنسي (به خصوص در دختران كه احتمال سوء استفاده جنسي و آميزش به دون وسايل مراقبتي را افزايش ميدهد)
4.دسترسي راحت
5.عدم اطلاع رساني عمومي به موقع و مناسب توسط مراجع زي صلاح
6.سود بسيار مناسب مالي براي توليدكنندگان و قاچاقچيان
7.نداشتن اعتياد جسمي با وجود ايجاد اعتياد شديد روحي
و … موجب گرديده اند اين مخدر به سرعت همه گير شده و هر روز بر قربانيان خود بيافزايد.
برخي از عوارض ناشي از مصرف مخدر شيشه :
1.افزايش شديد ميل جنسي به خصوص در دختران و كاهش حساسيت آلت مردان و جلوگيري از نعوض آن
2.گشاد شدم مردمك چشم و ايجاد اختلال در خواب مصرف كنندگان كه موجب كاهش شديد سطح هوشياري مي گردد
3.پرحرفي و خوشبيني و مهرباني بلافاصله پس از مصرف
4.بدبيني شديد،استرس و توهمات شنوايي پس از فروكش كردن اثرات هر بار مصرف
5.ميل به مصرف زياد دخانيات پس از هر بار مصرف شيشه كه موجب افزايش نسبي موارد بالا و ناراحتي هاي فلبي و ريوي مي گردد.
6.افزايش مقطعي انرژي و در نتيجه فعاليت بيشتر = ايجاد خستگي ناگهاني و كاهش سطح هوشياري
90/09/27
ماجرای لنگه کفش
ماجرای پرتاب لنگه کفش زمانی جالب میشود که هر پرتاب معنایی خاص پیدا کرده و جهت گیری خاصی را در رسانه های ایران پیدا میکند.

روزی پرتاب کفش به جرج بوش در عراق توسط منتظر الزیدی اقدامی شجاعانه تلقی شده و فرد پرتاب کننده قهرمان ملی از طریق رسانه ها معرفی و حتی در ایران از وی استقبال میشود و بازی رایانه ای پرتاب لنگه کفش به بوش ساخته شده ودر حمایت از آن بعد از نماز جمعه راهپیمایی میشود.
روزی دیگر پرتاب کفش به آقای صفارهرندی در دانشگاه تهران نوعی بی فرهنگی ودر ماندگی جنبش اصلاحات از جواب های ایشان قلمداد شده چنان که ایشان پس از آن حرکت لنگه کفش را در دست گرفته وگفتند : لطفا علامت مدنيت نفرستيد.! پس از آن نیز طرفدارانشان شعار دادند که : آزادی اندیشه با لنگه کفش نمیشه .
روزی دیگر پرتاب کفش به آیت الله مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات با تحسین وتمجید گروهی از رسانه ها مواجه و این حرکت اقدامی انقلابی و در پاسخ به فتنه های ایشان پس از انتخابات مطرح شد . البته ایشان همچون جرج بوش و هرندی خوش شانس نبود و لنگه کفش به سرشان اصابت و مجروح شدند.

در اپیزود آخر چند روز قبل زمانی که ریاست جمهوری برای شرکت در مراسم سالگرد مرحوم کردان در ساری مشغول سخنرانی بودند هدف کفشهای فردی میانسال که گفته میشود کارگر نساجی بوده است قرار میگیرند.
پس از این ماجرا وی به شدت توسط عده ای از حضار مورد ضرب وشتم قرارگرفته ودر نهایت توسط نیروی انتظامی باز داشت میشود و عده ای در سالن شعار مرگ بر منافق و مرگ بر آمریکا سر میدهند.
اظهار نظرهای پس از این ماجرا شاید جالبتر از اصل آن باشد. استاندار مازندران با تحسین اقدام مردم گفت که این فرد سابقه شرارت دارد! برخی از رسانه ها با عنوان اینکه این فرد قبلا هم به سید محمد خاتمی توهین کرده خواستند از بار سنگین قضیه بکاهند. و عده ای هم بلافاصله بحث دست داشتن دشمنان ریاست جمهوری را پیش کشیدند.
حال معلوم نیست که واقعا" تفاوت در نوع کفشهای پرتابی است یا نیت پرتاب کننده و یا شخص گیرنده که اینقدر تحلیلهای متفاوتی را ایجاد میکند اما چیزی که مشخص است اینست که مسولان یا باید همچون بوش چالاکی ومهارت داشته ویا مثل صفار هرندی وجناب رییس جمهور فاصله قانونی را حفظ کنند تا همچون آقای کروبی مورد اصابت قرار نگیرند .
آیا بهتر نیست سیاستمداران و رسانه های ما در مقابل هر حرکت زشت وبی فرهنگ راجع به هر شخصی که باشد موضعی یکسان و بدور از یکجانبه گرایی اتخاذ کنند تا اگرروزی همان قضیه برای خودمان اتفاق افتاد دچار دوگانگی نشویم .
90/09/22
صیغه
چندی پیش در مطلبی با عنوان چند همسری در بلوچستان به نقد این مطلب پرداختم . در کامنتی که یکی از خوانندگان این مطلب گذاشته بود متذکرشده بود که در مقابل در مذهب تشیع هم صیغه مجاز شمرده شده و چرا در مورد این مساله اشاره ای نکرده ام.
از آنجا که ایرادی که گرفته شد منطقی و قابل تامل بود بر آن شدم تا به بررسی موضوع صیغه وخوب وبد آن در شرع وعرف بپردازم.
آنچه مشخص است و از آیات واحادیث بر می آید این است که ازدواج موقت در صدر اسلام رواج داشته و در آیات 24 و25 سوره نسا به وضوح در مورد آن بحث شده است:
«فمااستمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه» و زنانی را که متعه می کنید واجب است که مهر ایشان را بپردازید.
حكم ازدواج موقت از ديدگاه فقهي ميان فقهاي شيعه و سني متفاوت است. فقهاي شيعه آن را جزو ضروريات فقه ميدانند - و فقيهي آن را انكار نميكند - بلكه امري مستحبي و مورد تاكيد ميدانند. در برابر این اكثريت قريب به اتفاق علماي اهل سنت با ازدواج موقت مخالفند و معتقدند اين حكم در اواخر عمر پيامبراكرم(ص) منتفي شده است. اما شيعه اين حكم را تشريع شده در زمان پيامبر(ص) ميداند و معتقد به انتفاي آن نيست. اهل شيعه انتفاي اين حكم را از سوي خليفه دوم ميدانند كه اهل سنت هم به آن قائلند. عمر بن خطاب خليفه دوم دو متعه را حرام كرده، يكي تمتع در حج و ديگري متعه در نكاح. اما روايات معتبرهاي از ائمه شيعه موجود است كه بر ازدواج موقت تاكيد دارد و بعضا آن را ثواب دانستهاند، بهگونهاي كه شيعه ترديدي در آن ندارد. ازدواج موقت از نظر فقه شيعه داراي ضوابط و شرايطي است. نفقه كه در ازدواج دائم از واجبات است در ازدواج موقت به عهده مرد قرار نميگيرد؛ حتي اگر مدت آن طولاني باشد و چگونگي و كيفيت پرداخت نفقه مبتني بر توافق طرفين است. البته در نفقه اولاد، تفاوتي ميان ازدواج موقت و دايم نيست، چراكه فرزند، متعلق به پدر است و پدر موظف به تامين اوست.
مدافعان صیغه آن را موجب جلوگیری از رواج زنا ورابطه جنسی بدون ظابطه در بین جوانان وکسانی که شرایط ازدواج را ندارند ذکر میکنند.
در مقابل مخالفان آن را موجب گسست بنیان خانواده و رواج بیماریهای مقاربتی ،عدم پایبندی زنان صیغه ای به طی مدت عده میدانند و آن را نوعی دعوت به تنوع طلبی در رابطه جنسی بخصوص در بین مردان متاهل میدانند.
ایراداتی که امروز به بحث صیغه وارد است فراتر از مسایل حقوقی و ارثی است و بحث تحکیم خانواده واینکه واقعا" چه گروهی از مردان دنبال صیغه هستند مطرح است.
آنچه مشهود است این است که بیشترین رواج صیغه در شهرهای مذهبی ایران است به گونه ای که شهر قم ومشهد در صدر قرار دارند وآمارهای نگران کننده ای از حضور زنان حتی از شهرهای دیگر به منظور صیغه شدن در این شهرها وجود دارد . شاید پیدا کردن زن صیغه ای در این شهرها از پیدا کردن هتل هم ساده تر باشد.
اگر کلمه صیغه را در اینترنت جستجو کنید به دهها سایتی بر میخورید که شمار را ترغیب به این امر میکنند و حتی ازشلما ثبت نام و شماره تلفن و عکس درخواست و رسما" به شکل شبکه های دوستیابی شما را رسیدن به مقصود یاری میکنند.
میتوان نتیجه گرفت که بیشترین طرفداران صیغه را مردان متاهل ومذهبی تشکیل میدهند که در پی ارضای تنوع طلبی خویش هستند و جوانان ونیازهای جنسیشان تنها مستمسکی برای توجیه صیغه است.
دلیلی که همواره مخالفان عنوان میکنند این است که اگر از کسانی که به شدت طرفدار این قضیه هستند بپرسیم که آیا حاضرند که دختران ویا خواهرانشان را صیغه چند روزه فردی بکنند تاب شنیدن این جمله رانداشته و از کوره در میروند.
از آنجا که در مسایل فقهی صاحب نظر نیستم بحث حلال وحرام را به علما ومراجع میگذاریم و از دوستان میخواهم در باب عرفی موضوع اظهار نظر کنند.
90/09/16
رسانه هایی در خدمت تفرقه
تا چند وقت پیش وقتی اسم ماهواره وسط می اومد آدم یاد کانال های شو وفیلم واخبار اون ور آبی میافتاد.
شاید کمتر کسی فکر میکرد که روزی کسانی که تا دیروز حرف از حرمت داشتن ماهواره و تکفیر اون میزدن امروز واسه نگاه کردن شبکه های مذهبی سراغ ماهواره رَو میگیرند.
اگر یک آمار از نصب کننده های دیش بگیرید به این موضوع پی میبرین که قشری که جدیدا" به بینندگان شبکه های ماهواره ای اضافه شدند قشر مذهبی جامعه است.
الان دیگه نقل مجلس مذهبیون حرفهای فلان آیت الله یا فلان مولوی در شبکه های ماهواره ایه.
شبکه هایی که هر روزه به تعدادشان افزوده شده واز احساسات مذهبی عامی مردم سو استفاده کرده و با جمع آوری کمک های مردمی پروبال می گیرند.
روند اکثر این شبکه ها پافشاری بر نقاط اختلاف انگیز و تاریخی و مچ گیری متقابل است. شبکه هایی نظیر اهل بیت ، ولایت ،وصال فارسی و کلمه را میتوان از نمونه های آشکار دانست.
افرادی در این شبکه هابه عنوان کارشناس صحبت میکنند که خود در خارج از مرزهای ایران نشسته و حاشیه امنی برای خود دارندو قشر سطحی مردم را با انگیزه های مذهبی تحریک کرده و موجبات تفرقه رافراهم میکنند.
به راستی از ایجاد تفرقه و پررنگ کردن نقاط اختلاف میان شیعه وسنی چه کسانی سود میبرند؟
آیا وقت آن نرسیده که مراجع ومفتی ها کمک به این شبکه ها را حرام وحکم به حرمت آن بدهند؟
90/09/14
دوچرخه سواری !!!!!!!
خیلی با خودم فکرکردم که اینجا چرا هیچ کس دوچرخه سوار نمیشه. خیلی واسم جای سوال بود.شهری که در عرض ۱۰ دقیقه میشد با دوچرخه دورش یک دور زد وتمام مایحتاجت رو بخری پر بود از موتور سوار.موتور سوارهایی که با بی قانونی و سر وصدایی که ایجاد میکردند چهره شهر رو پر هرج ومرج جلوه میدادند و امنیت عابرهای پیاده رو به مخاطره مینداختند.
به علت آب وهوای مطبوع نیمه جنوبی استان در ۶ماهه دوم سال ومسطح بودن ساختار شهری و همچنین کوچک بودن شهرها دوچرخه بهترین وسیله نقلیه توی این شهرهاست.
وقتی دنبال دلیل این موضوع میگشتم تنها دلیلی که مردم میگفتند این بود که دوچرخه سواری کار بچه هاست وکسر شاُن اونهاست که دوچرخه سوار بشن. حتی همچین دیدی نسبت به پیاده روی هم وجود داشت.
بارها وقتی با همسرم در خیابان پیاده روی میکردیم (البته اونهم ساعتهای اخر شب ) تمام کسانی که با ماشین میگذشتند بعد از کلی تعجب اصرار میکردند که ما رو به مقصد برسونند و وقتی میگفتیم داریم پیاده روی میکنیم انگار یک واژه عجیب وغریب شنیدن.
جالب اینجاست که هر ساله تعداد زیادی از جوانان بر اثر تصادفهای مرگبار با موتور سیکلت جان خودشون رو از دست میدهد و چندین فروشگاه متور سیکلت فروشی در همه شهرهای بلوچستان وجود دارد.
انتظار میرود سازمان تربیت بدنی و هیات های ورزشهای همگانی در شهرهای کوچک بلوچستان با فروش اقساطی و هدیه دوچرخه در قالب ایجاد مسابقات و مراسم ها این فرهنگ را نهادینه کند.
90/09/10
حق الناس
حق الناس یکی از واژه هایی است که همه دم از رعایت آن میزنیم و معنای آن را خوب میدانیم امادر مصادیق آن سهوا" و گاهی هم عمدا" دچار اشتباه میشویم.
یکی از مصادیق بارز عدم رعایت حق الناس را میتوان در پمپ های بنزین استان مشاهده کرد.
پس از دقایق طولانی ایستادن در صف ناگاه شخصی از دهها متر جلوتر بدون توجه به صف چند صد متری وارد پمپ میشود و وقتی که اعتراض میکنی جواب میشنوی که اینجا بلوچستانه اینجا که تهران نیست .
اینجاست که تازه شما باید تصمیم بگیرید که با همچین فردی با این منطق قوی مناظره بکنی یا همچنین در صف انتظار بکشی. ترجیحا" اگر غیر بومی هم باشید ترجیح میدهید که انتظار بکشید و چیزی نگویید.
قضیه وقتی جالب تر میشود که ماشین جلویی بعد از بی نوبتی و اتمام بنزین زدن درب صندوق رو باز میکنه وشما میبینید که چند تا ظرف 20 لیتری هم اونجاست و چند تا کارت موتور هم تو دست طرف .
و شما باز هم مختار به تصمیم گیری هستید وقطعا"اگر جانتان را دوست داشته باشید تصمیم قبلی را میگیرید و انتضار میکشید.
بالاخره نوبت شما میشود و شما در حسرت یک کلمه ببخشید میمانید.
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ میفرماید: اَمّا الظّلم الّذی لا یُترکُ، فَظلمُ العباد بَعضُهُم بعضاً؛
امّا ظلمی که بخشوده نمیشود ظلمی است که بعضی از بندگان خدا بر بعض دیگر میکنند.
90/09/06
محرم اسیر بدعتها
متاسفانه در طول دهه های گذشته شاهد انجام برخی اعمال خرافی و بدعتها مانند نصب شمايل منتسب به ائمه معصومين و واقعه كربلا، قمهزني وزنجیر زنی ،بلندکردن علم و ...در برخی از شهرها، شهرستان ها و روستاهای کشورمان بوده ایم که می توان مدعی شد که اصالت هیچ کدام از این اعمال با ذات سنت عزاداري امام حسین (ع) سنخیتی نداشته و عده ای از سر جهل و نادانی و بر اساس اعتقادات خرافی به نام عزاداري و اداي احترام به سرور وسالار شهیدان آنها را انجام مي دهند.

آسیب دیگری که متوجه عزاداری ایام محرم میشود از سوی عده ای از مداحان و مرثیه سرایانی است که برای گریاندن مردم دست به دامان هر حدیث بی پایه وگاها ساخته تخیل خودشان میشوند که در برخی موارد همراه توهین به دیگر مذاهب اسلامی نیز هست که نتیجه ای جز ایجاد تفرقه وشاد کردن دل دشمنان اسلام ندارد.
از سوی دیگر برخی مداحان جوان با وارد کردن انواع سبکهای موسیقی به عزاداری فضای مجالس را به دیسکوهای غربی شبیه میکنند.
با توجه به اینکه مراجع تقلید وعلما بارها دردیدار با مداحان ومسولان فرهنگی کشور مردم را از شرکت در اینگونه مجالس نهی کرده اند متاسفانه شاهدیم که هر ساله علی رغم هشدارها واقدامات دستگاههای فرهنگی و اجرایی اینگونه خرافات در حال افزایش است.
اکنون این تهديدها و ورود خرافات و بدعت ها در هيات هاي عزاداري را می توان آسیب جدی بر پیکره اهداف اصلي عاشورا و قيام امام حسين (ع) دانست.
به امید آنکه در تفکر ،رفتار وکلاممان حسینی وعاشورایی باشیم.
به قول معلم شهید دکتر شریعتی : آنان که رفته اند کاری حسینی کرده اند وآنان که مانده اند باید زینبی باشند والا یزیدیند.
90/09/04
طلاق عاطفی در سیستان وبلوچستان
اینکه چرا استان سیستان وبلوچستان دارای کمترین آمار طلاق درکشور است را باید در بافت سنتی وقومی قبیله ای این استان دانست.
انچه که واضح است این است که این امار ربطی به موفق بودن زندگی زناشویی و خوشبختی کامل زوجین ندارد بلکه بیشتر به قبح ذاتی طلاق نزد جامعه سنتی استان وترس از بیوه شدن ودید منفی اجتماع به زن مطلقه دارد که زوجه را مجبور میکند تحت هرگونه فشار وباشرایط سخت و حتی در برخی موارد با توجه به تجدید فراش مرد فکر طلاق را نکرده و پایبند زندگی وفرزندان میگردد.
اینکه در خانوادهای دعوا باشد، همیشه هم بد نیست؛ برعکس، نشانه (و گاهی هم تنهانشانه)ی زنده بودن خانواده است. اینکه زن و مرد توی سر و کلهی هم بزنند و صدایشان جلوی در و همسایه برود بالا، هزار عیبش به کنار، این یک حسن را دارد که نشان میدهد هنوز «علایق» مشترکی هست که ارزش جنگیدن داشته باشد، هنوز «منافع» مشترکی هست که اگر نه با روی خوش و دیالوگ، دستکم با لیچار و ناسزا و در نهایت کتککاری بتوان سهم خود را از آن مطالبه کرد. پس بیراه نیست که حکما از قدیم گفتهاند: «زن و شوهر دعوا کنند، ابلهان باور کنند!»
از این مرحله بعدتر و بدتر وقتی است که طرفین (یا دستکم یک طرف) از دعوا هم خسته شوند؛ یعنی وقتی که با نهایت اندوه دریابند پس از عمری زندگی مشترک از زبان خوش و گفتوگو و مفاهمه که خیری ندیدهاند هیچ، از دعوا و مخاصمه هم دیگر طرفی برنمیبندند. در این شرایط است که معمولاً طلاق را تجویز میکنند.حال در شرایطی که طلاق امری محال مینمایاند ودو طرف مجبور به تحمل شرایط باشند قضیه فرق میکند.
روانشناسان اینگونه زندگی کردن زیر یک سقف را طلاق عاطفی مینامند.طلاق از نظر لغوي به معناي گشودن گره و رها شدن است و در اصطلاح عبارت از خاتمه دادن به زندگي مشترك زن و شوهر و پايان بسياري از نابهنجاريهاست. در طلاق عاطفي، زن و شوهر بدون اينكه به طور رسمي از هم جدا شوند، عواطف خود را از هم دريغ كرده و از هم روي برمي گردانند. در اين فرم زندگي يا طلاق، نمايي از اعتماد و احساس ناب و بكر اوليه ديده نمي شود.زن و مرد در يك خانه و زير يك سقف زندگي مي كنند، با هم غذا مي خورند اما همانند دو بيگانه نسبت به يكديگر بي تفاوت و بي احساس هستند. در واقع هر كدامشان به مسايل و امور خود سرگرم اند.
90/08/26
فرهنگ وقف در بلوچستان
چندی پیش خبری را در یکی از خبرگذاریها خواندم که استان سیستان وبلوچستان رادر چند رده آخر موقوفات کشور قرار داده بود و البته همچنین این استان را دارای بیشترین مسجد در ایران دانسته بود.
به گفته خبرگزاری ایرنا بیش از هفت هزار مسجد در استان به ثبت رسیده است که بالاترین آمار را درکشور دارد.
میتوان نتیجه گرفت که برخلاف تصور موجود فرهنگ وقف در میان قوم بلوچ وجود دارد وحتی بیشتر از نقاط دیگر نیز هست ولی شاید از محدوده ساخت مسجد ومدرسه دینی تجاوز نمیکند.
البته که ساخت مساجد وعبادتگاه مسلمین امری واجب وپسندیده است ولی افراط در این امر جای تامل دارد.
کمتر محله ای را میبینید که چندین مسجد نداشته باشد و به هنگام اذان از چندین مسجد صدای موذن به گوش نرسد.
حتی در روستاهای کپر نشین جنوب استان تنها بنای مسقف وآجری که به چشم میخورد مسجد است.به قول معروف چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
اینکه چرا مردم تنها نذورات خود را روانه ساخت مسجد میکنند و از صرف ان در ساخت مدرسه درمانگاه یا بیمارستان وکتابخانه وغیره خودداری میکنند را بیشتر باید در فرهنگ صرفا مذهبی ونفوذ قوی روحانیت دینی در بین جامعه سنتی اهل سنت جست.
فرهنگی که ساخت مدرسه و درمانگاه وسایر زیرساختها را صرفا وظیفه حاکمیت میداند حاضر به صرف نذورات خود در این راه نیست . این در حالیست که در دیگر مناطق کشور نذوراتی از قبیل اهدا کتابخانه ؛ساخت بیمارستان؛پل ؛جاده ؛خوابگاه و ....به امری طبیعی و عام المنفعه تبدیل وباعث شکوفایی وتامین گوشه ای از مایحتاج مردم شده است .
آیا وقت آن نرسیده است که هموطنان بلوچمان زمینها ونذوراتشان را به جای ساخت مساجد ومدارس دینی صرف توسعه وتعالی تعلیم وتربیت فرزندانشان کنند.
90/08/07
کتابی مظلوم
چند روز پیش کتابی به دستم رسید که خیلی من رو مجذوب و متعجب کرد.اول از اینکه این کتاب توسط یک نویسنده هم استانی نوشته شده و کتاب به چاپ دوم رسیده بود و من تازه اون رو پیدا کرده بودم شرمسار شدم.عنوان کتاب خاطرات یک گروگان تاسوکی بود.
در مقطعی که هجوم همه جانبه رسانه های بیگانه ایران را در منظر جهانی به عنوان کشوری تروریست و مدافع آن به جهان مینمایاند مظلوم ماندن این گونه کتابها وعدم تبلیغ مناسب جهت معرفی قربانیان واقعی تروریسم امریکایی به جامعه وجهان توسط نهادهای مرتبط جای بسی تاسف دارد.
جا دارد که ارگانهای مربوطه با تبلیغ و توزیع این کتاب ارزشمند و نمونه های مشابه به وظایف فرهنگی خود عمل نمایند.
خاطرات یک گروگان (تاسوکی ) توسط آقای رضا لکزایی از گروگانهای حادثه تاسوکی نگارش شده است.این کتاب توسط انتشارات بوستان کتاب چاپ شده و قیمت چاپ دوم کتاب 5900 تومان است.
نویسنده در این کتاب به شرح خاطرات خود از شب حادثه تروریستی تاسوکی تا زمان رهایی و بازگشت به ایران پرداخته است.
متن کتاب روان و ساده و بصورت مقطعی از مشهد ها روایت شده است .در انتهای کتاب تصاویری از حادثه و افراد مرتبط چاپ شده است.
حادثه تروریستی تاسوکی 6 سال پیش در شامگاه بیست وپنجم اسفند ماه 1384 توسط گروهک تروریستی جند الله در منطقه ای به نام تاسوکی در محور زاهدان به زابل روی داد و در آن 22 تن از مسافران عبوری و بیگناه به شهادت رسیده و تعدادی مجروح وبه اسارت گرفته شدند.
90/07/24
پارتی بازی
امروزه پارتی بازی شده یک امر معمول توی کل زندگی ایرونیها. از صف نانوایی گرفته تا ثبت نام بچه تون توی یک مدرسه خوب یا راه افتادن کارهای اداری توی یک سیستم دولتی.
البته این نکته را نباید فراموش کرد که اکثراً اگر پارتی داشته باشیم، اعتراضی نداریم و فقط در زمان های نداشتن پارتی از وجود پارتی بازی درایران اعتراض می کنیم
همیشه قبل از مراجعه به اداره ای یا انجام کاری از دوستان و نزدیکان برای یافتن پارتی احتمالی پرس و جو می کنیم که این خود نشان دهنده علاقه مان به پارتی است
پارتی بازی یعنی این که شخصی باعث شود تا فرصت موجود در یک اداره یا سازمان که متعلق به همه مردم یا طیف معینی است به فرد یاگروه خاصی داده شود بدون اینکه از لحاظ ملاک های تدوین شده درآن مورد، امتیازات لازمه را داشته باشند
اگر کسی باعث شود که حق قانونی عموم زیر پاگذاشته شود وبه هر نحوی در اختیار فرد خاصی گذاشته شود این پارتی بازی است. پارتی بازی یکی از نشانه های بارز فساد اداری محسوب میشود
ایران در بین 180 کشور جهان در زمینه فساد اداری در رتبه 168 قرار دارد که در انتهای این جدول کشور افغانستان قرار دارد. بدین ترتیب ایران دارای یکی از فاسد ترین نظام های اداری جهان است
ادامه مطلب
90/07/12
ایجاد دانشگاه آزاد در شهرهای کوچک ؛خدمت یا خیانت
چند سالیست که سیاست دانشگاه آزادبر این قرار گرفته است که هر شهری را صاحب دانشگاه کند .نمایندگان مردم در مجلس هم ایجاد دانشگاه در حوزه انتخابیه شان را یک برگ برنده در دور بعدی انتخابات میدانند و تمام توانشان را معطوف به گرفتن این امتیاز مینمایند.شاید جالبترین نمونه از این دست تاسیس دانشگاه آزاد در دهستان جاسب که زادگاه آقای جاسبی نیز هست باشد که حتی به دلیل کمی جمعیت فاقد دبیرستان دخترانه میباشد.
از بحث سطح علمی این دانشگاهها که البته نیازی به توضیح هم ندارد که بگذریم تاثیر فرهنگی ایجاد این دانشگاهها بر شهرهای کوچک جای بسی تامل واندیشه دارد.
شهرهای کوچک قالبا از سلامت بسیار زیادی برخوردار هستند و محیطهای امنی دارند که به لحاظ اخلاقی و بسیاری از مسائل دیگر پاک هستند. در شهرهای کوچک به دلیل آنکه افراد همدیگر را می شناسند، تخلف در آنها کمتر صورت میگیرد و در این شهرها امنیت اجتماعی در حد بسیار بالایی است، اما با در هم ریختگی فرهنگی که در آن شهر ایجاد شود همه این مسائل دستخوش یک تلاطم میشود و متاسفانه دانشگاه آزاد این کار را انجام داده است.
هجوم دانشجویان غیر بومی با فرهنگهای گوناگون به این شهرها و نیازهایی که همراه خودشان وارد آن شهرها میکنند بافت فرهنگی شهر را برهم میزند.
این دانشگاهها با اقبال دانشجویان پشت کنکوری و باز ماندگان از تحصیل و کارمندان اداراتی روبرو میشوند که نیاز به مدرکی جهت ترفیع دارند ورشته تحصیلی برایشان اهمیتی ندارد.جالب اینجاست که برخی از این دانشگاهها با ارسال پیامک و نصب پلاکارد در سطح شهر اقدام به تبلیغ جهت جذب دانشجو بدون کنکور میکنند !
آیا واقعا تنها راه برای آباد کردن یک منطقه تاسیس دانشگاه بدون در نظر گرفتن نیازهای منطقه ای وتولید مدارک بدون پشتوانه و بالا بردن سطح توقع در جوانان آن شهر است.آیا برای اشتغال این سیل متقاضیان تحصیل چاره ای اندیشیده شده است ؟ شهری که هزار نفر جمعیت دارد نیازی به سالانه 100 نفر حسابدارو100 نفر لیسانس کامپیوتر یا کشاورزی و ...دارد؟ ایا اگر سخت گیری هایی که در دانشگاههای بزرگ کشور اعمال میشود در این شهرهای کوچک صورت میگرفت یک نفر از این دانشگاهها فارغ التحصیل میشد.
90/07/08
چند همسری در بلوچستان
به نظر میرسه جذاب ترین قسمت قرآن واسه مردای بلوچ آیاتی هست که راجع به تعدد زوجین صحبت میکنه و اینکه تا 4 تا زن گرفتن مجازه وانگار که خدا تو قرآن هیچ حرف دیگه ای نزده واون ایات هم صرفا" واسه این قوم و این آقایون نازل شده.اصلا هم کاری به شرایط نزول آیات که مربوط به بعد از جنگ احد بوده وبه دلیل شهید شدن عده زیادی از صحابه زنانشون بیوه شده بودن ندارن.
چند همسری در بلوچستان کاملا یک فرهنگ جاافتاده و نشانه ای از غرور مرد بلوچ میتونه باشه و اصلا هم ربطی به درامد کم یا زیاد فرد نداره وهمچنین به سن وسال همسر اول.
بعضی از مردان اقدام به تعدد زوجات مینمایند و اینان هیچگونه مشکلی در ارتباط جنسی با همسرخود ندارند. به گونهای تنوع در روابط جنسی با فرد دیگری را خواستار هستند. یعنی اینان زمانی که اقدام به همسر گزینی میکنند، مشکلی خاص با همسر خود نداشته و فقط از بعد تنوع دست به این کار میزنند.
داشتن تجربه جنسی با شریک جنسی دیگر همان اندازه برایشان لذتبخش است که خرید یک گوشی تلفن همراه جدید و یا یک ماشین جدید. این نوع تنوع طلبی برای بسیاری از مردم جامعه ما امری عادی شده است. در این مورد با توجه به اینکه همسر اول مشکلی از نظر کلی و شرایط معمول ندارد و فقط طبع تنوع طلب فرد او را به این سو، سوق میدهد.
پژوهشهایی كه خانوادههای چند همسری و تكهمسری را مقایسه كردهاند مشكلات جسمانی و تنش در همسران اول خانواده چند همسری بیش از گروه مشابه در خانواده تك همسری است. همچنین از نظر سلامت روانی، زنانی كه در خانوادههای چندهمسری هستند عزت نفس همسران اول خانواده بسیار پایین و احساس تنهایی در آنها بسیار بالاست و معمولا زنان احساس نابرابری را از سوی همسرانشان تجربه میكنند
خشونت خانگی، گسستگی خانوادگی، تنش، حسادت، رقابت بین همسران و فرزندان و غیبت ازجمله مواردی است كه در خانوادههای چندهمسری بیش از خانوادههای تك همسری است
ارتباط چند همسری وایدز در بلوچستان
استان سیستان وبلوچستان بالاترین درصد مبتلایان به ایدز را در کشور داراست.
به گفته رییس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان آمار مبتلایان به ایدز در استان در میان زنان 2 برابر میانگین کشوری و در کودکان 3 برابر میانگین کشوریست که تنها عامل آن تعدد زوجین و سفرهای زوج به کشورهای بیگانه ویا داشتن همسر دیگر در آن سوی مرزهاست.
-----------------------------------
هنر در این است که انسانها تلاش کنند تا آنچه را که دارند به سوی کیفیت سوق دهند نه اینکه سعی در تعویض و یا انتخاب نمونه دیگر کنند. آرامش و آسایش روانی نعمتی است که به راحتی و با یک اقدام عجولانه و بدون توجه از دست میرود ولی در کسب مجدد آن باید بسیار تلاش نمود.
با امید به آنکه کلیه رفتارهایمان، ما را به سوی سلامت روان و آرامش روانی بدون استرس توام با کسب لذت سوق دهد

